السيد نعمة الله الجزائري ( مترجم : صادق وحسين حسن زاده )

688

قصص الأنبياء ( تاريخ انبياء ) ( از آدم تا خاتم ) ( فارسى )

قصد جنگ نيامده‌ايم بلكه به قصد عمره آمده‌ايم و چون قربانى كنيم گوشت قربانى براى شما خواهد شد و اگر قريش با ما سر ستيز داشته باشد زيان خواهند ديد . عروة نزد قريش برگشت و گفت : اينك ايشان قصدى دارند كه رشد و صلاح شما در آن است آن را بپذيريد و از سر ستيز درنياييد . كفار قريش دو تن به نامهاى سهيل و حفص را نزد حضرت فرستادند حضرت با آنان مذاكره نمود و كار به مصالحه كشيده شد . مشروط بر اينكه امسال مسلمانان برگردند و سال آينده براى حج و عمره به مكه بيايند ، به مدت ده سال ميان آنان صلح برقرار باشد و هيچ‌يك از طرفين به مال و جان طرف مقابل صدمه‌اى وارد نسازد و چند مادهء ديگر و چون اين صلح در حديبيه رخ داد به نام صلح حديبيه نام گرفت . فتح خيبر بيست روز طول نكشيد كه حضرت دستور فتح خيبر را صادر فرمود . خيبر نام هفت قلعه محكم بود كه در 16 فرسخى مدينه واقع و ساكنين آن يهودى عرب‌زبان بودند . حضرت فرمود : براى فتح خيبر به پا خيزيد ، 1400 نفر از مسلمين دلير به سوى قلعه‌هاى خيبر حركت كردند . وقتى اهل خيبر كه 4000 نفر بودند از حركت پيامبر به سمت آنان خبردار شدند دربهاى هفت قلعه را بستند و بيرون نيامدند . پيامبر هنگامى كه به خيبر رسيد هرروز پرچم به دست سردارى مىداد و او را به مبارزه مىفرستاد ولى شبانگاه فتح نكرده بازمىگشت . نوبت به ابو بكر رسيد او نيز رفت و كارى از پيش نبرده برگشت ، روز ديگر پرچم به عمر داده شد او نيز نتوانست فتح كند و به نقل طبرى بيمناك برگشت . « 1 » پيامبر فرمود : فردا پرچم را به دست مردى مىدهم كه جنگجوى ناگريزنده است . خدا و رسول را دوست مىدارد و

--> ( 1 ) - تاريخ طبرى ، ج 3 ، ص 93 .